تبليغاتX
مگه میشه بی تو بود
سلام و شب بخیر رویای دست نیافتی من

دیر زمانی است که دیگر فرصت نوشتن ندارم و حالی برای ابراز حرفهایم.

میدانی چرا؟ چون کسی را مشتاق نوشته هایم نمیبینیم. کسی که روزها و لحظه ها را برای شنیدن صدایش ، برای یک خبر خوش از او ، سر میکنم.

دیر زمانی است که از من نخواستی در یادگاریت چیزی بنویسم که بخوای با شوق صدایم بزنی واز من نوشته هایم را بخواهی.

چقدر ..........

حرفها است که در اندیشه ام می آیند اما من که حوصله نوشتن آن را ندارم . دیگه هیچ رمقی ندارم.

چقدر دیشب برایم آن حرفهای تو ، حرفهای آخر تو برایم زهرآلود بودند.باید سعی کنم اسم قشنگت را با اینکه آروزیم میباشد همیشه صدایت کنم ، بر زبان نیاورم

کاش من نمیتوانستم در این مورد هم مقابله به مثل کنم تا بدانی که چقدر شنیدن اون کلمات به هنگام صدا زدن اسمت برایم زجر کش است

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخدایا راحتم کن یا منو به او وصل کن

الهی امین یا رب

 

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 22:44 |
 

دلم تنگه برای تو .برای شنیدن صدای قشنگ تو

این چند وقت تورو همه اش صدا میزدم . ا ز وقتی که صدای تورو پشت سر هم بعد از مدتها طولانی شنیدم اروم و قرار ندارم.

صدات دیونه ام کرده و من موندم که این شبها و روزها بدون اینکه صدای قشنگ تورو بشنوم دارم در حسرت شنیدنش می سوزم.

خیلی برام سخت شده .نمیدونم . به خدا نمیدونم خدا چقدر میخواد امتحانمون کنه اما امیدوارم موفق و سربلند بیرون بیاییم.

عزیز من یعنی جایی هم هست که ما نگاهمون به اون باشه بعد از امید به خدا.

خسته شدم خسته شدم .بلند شد و بیا کنارم و بگو برای همیشه با منی.نمیخوام بقیه روزامو بترسم و بگم خدایا حالشو خوب کن تا بتونم برای یه بار هم که شده ببینمش.

دارم هر روز صدا میکنم میگم خدایا حالش خوب بشه و دردشو بده به من تا برای یه بار هم که شده خنده هاشو از ته دلش بشنوم و آسوده بشم.

خدایا دوستش دارم پس کمکمون کن!

امین یا رب العالمین

 

 

 

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 0:8 |
 

سلام عزیز من ، روزهای خوش تنهاییم

سلام میکنم به عشقی که خودم صداش میکنم ، نه اونی که تو ازم خواستی خطابش کنم

چه بلایی به سرم آوردی میدانی؟

 و چقدر تلخ شدن اون لحظه هایی که به انتظارشون  نشستم که ببینمت

اما هر چی از تو برسه برام شیرینه ، در عین اینکه تلخ باشن

دوستت دارم و خواهم داشت اما کاش ....

کاش اینطوری منو پس نمیزدی

اگه برای رفع مزاحمت منو نمیخواستی چرا به دنبال بهانه میگردی

من که بارها بهت گفته بودم اگه یه روز خواستی من نباشم به خودم بگو نه اینکه ....

چقدر از تو شنیدن ، اون حرفا برام  سخت بوده و هست .

و چقدر من ....

میدونم به درستی میدونم که خیلی دارم پرت و پلا میگم

آخه دیونه ؛ کی بهت گفته بود  بهم بگی: کسی هستم؟

کی گفته بود بهم بگی میتونی وجود یکی باشی توی این دنیا؟

و چقدر من ......خدا خداخدا

چقدر من ......

 به کی بگم دیکه طلوع صبحو نمیخوام

به کی بگم

اونی که باید بدونه میدونه اما بی تفاوته میگه حرفه میگه ...

 خدای من  خدا برای من بزرگیتو یه بار دیگه نشون بده ؛ دردشو بده به من

میخوام باور کنه دوستش دارم .خدایا ازت تمنامیکنم . دیگه اونوقت منو متهم به این نمکینه که فقط حرفه

فقط حرفای توخالی وپوچه

میخوام بهش بگم که ...

 

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 22:49 |
 

بازم منم ؛ همون آدم دلشکسته

نمیدونم چرا حرفام تموم نمیشه. پر از دردم ؛ پر از غصه!

خدایا به جرم دوست داشتن و عاشقی حاضرم صبر کنم و دردشو تحمل کنم .خدایا ولی از درد اون کن .

به بزرگی خودت اونو درمون کن .بذار من درد بکشم .بذار من به جاش آه بکشم.

خدایا خدایا خدایا بگو پیش کی برم جز خودت که درمون میدی و صبر

بگو به جز خودت کی هست که دردمونو درمون کنه و بفهمه چی میگیم که منتی بعد نباشه

خدایا تو خالقمی و میدونی دردم چیه . میدونی چقدر رنجور شدم درمونش کن خدا

ازت عاجزانه میخوام که درمونش کنی . به من روسیاه نگاه نکن خدا به نماز مولایم آقا امام زمان (عج) نگاه کن که برای بنده های تو برای مسلمونای تو دست به دعا میبره پیش تو .

خدا به من پر از گناه نگاه نکن به بزرگی خودت به دل شکسته مامانش نگاه کن .

خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا

گفتی هر کی ده بار منو صدا بزنه نگاش میکنم پس خدایا صدات زدم ده بار

به بزرگی این اسامی خودت و بزرگی رحمت خودت عزیز منو خوب کن

دوستش دارم خدا دوستش دارم دوستش دارررررررررررررررررررررررررررم خدایا

تو که میدونی دوستش دارم

شاید بنا به سرنوشت من و اون که از پش تعیین شده بهم نرسیم .اما میخوام اون خوب بشه

میخوام سالم بشه میخوام بخنده میخوام ......

خدایا نمیخوام یه قطره اشک بریزه کمک کن خدا

گره ها به دست خودت باز میشه خدا  فقط خودت !!!

 

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 23:37 |
عشق من

 

 

عششششششششششششششششششق من عشق من عمر من روح من

کاش دردی که میکشیدی رو میتونستم مال خودم کنم

کاش خدا اون درد رو به من میداد تا فدات بشم عزیزم

خیلی دوستت دارم خیلی زیاد

 

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 0:9 |
کاش میدانستم دنیا با همه وسعتش بی تو جایی برای ماندن ندارد.اشک چشمانم هر شب سراغت را از کویر گونه هایم میگیرد.ای که دیدگانم از دل تنهایی تو الفبای اشک ریختن را آموخته اند و لحظه های گریانم با کوچ تو روان گشته اند....چرا از کوچه دلتنگیهایم گذر نمیکنی و برای چشمان منتظر به راهم دستی تکان نمیدهی؟بی تو قناری ها خوش آواز نیستندو آسمان چشمانم همیشه بارانی است بی تو من درختی خشکیده در پاییزم..........

 

عزیزم این نوشته توست به من! و من اینجا نوشته ام تا بعد ها خاطره ای باشد.

دوستت داررررررررررررررررررررررررم عزیزم

 

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 22:50 |
 

عششششق

 

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 0:56 |
بی بی زهرا(س)

 

یا حضرت زهرا(س) کمکمون کن.

نذر صلوات میکنم که عزیز من خوب بشه وبتونم صدای خنده هاشو بشنوم

خدایا این نذرو قبول کن !

به و اسطه بی بی زهرا(س)مادر هر دو عالم که عزیز من خوب بشه و شادیشو ببینم

من بدم خدا؛ اما واسطه اوردم در خونه ات که نگام کنی

واسطه اوردم که روسیهمو نبینی و بذاری دردمو بهت بگم و عزیزمو خوب کنی

خدایا دوستش دارم دردشو بگیر و به من بده. من دردشو قبول میکنم خدایا

کمکمون کن به خاطر حضرت فاطمه زهرا مادر بازمانده خودت آقا ابا صالح(عج)

 

 

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 0:43 |
 

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخدایا یکی بهش بگه من دیونه و عاشق من دلخسته و دل شکسته

 """""دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

 """دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

 """دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

"""دوستش دارم"""

""""دوستش دارم"""

 """دوستش دارم"""

 """دوستش دارم"""

دوستش دارم من           خدایا بدونه اون

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 0:11 |
 

 

سلام عزیز من عشق خوب من

امشب که دارم بعد از مدتها مینوسم خیلی تنهام خیلی .نمیدونم چرا اما تو هنوز باورم نداری.

اینقدر دلم برات تنگ شده که .....

عزیز خوبم اگه من تو میخواستم رها کنم  خیلی وقت باید اینکارو میکردم

اما خدا چرا اینطوری میشه؟چرا باور کردن من براش سخت شده؟مگه چی دیده از من که خیال میکنه نمیخوامش.

اشکام میریزه واسه خیلی چیزا! دلم میخواد راحت بشم اما به خدا نمیشه

حالم داره بهم میخوره .دارم بالا میارم اما این نصف شبی که از دل من خبر داره جز همون خدای همیگشی خودم که ازم خسته نمیشه

ازم خسته شدی میدونم میگی لجبازم میدونم میگی دیونه ام میدونم

عزیز من عشق من ای خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخدا

درد دارم حرف دارم خدا

میخوام بشنوی مثل همیشه

باور مممممممم نداره چکار کنمممممممممممممممممممممممممممم؟؟؟

کاش .........

عشق من خیال رفتن داری باشه برو میدونم دوستم داری اینو مطئنم چون از اون روزهایی میدونم که با با بدترین حالت میاومدی و باهام حرف میزدی اما نمیدونم چیه که نمیخواد من و تو مال هم بشیم

من خیلی خسته ام خیلی   دعا کن راحت بشم عزیزم

تورو خدا دعا کن

دارم میسوزم از این عشق و دوست داشتن

دارم زار میزنم کوووووووووویشی؟؟/

بگو کجایی؟

میخوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووام بغلم کنی نترسم.

میخووووووووووووووووووووووووووووووووووووووام بغلم کنی از درد نمیرم.

میخوام اهسته اهسته باهام حرف بزنی تااروم بشم ؟بگو کجایی؟

کدوم سقف مهربونی بالایی سرته که تورو محافظ شده؟

بگو راهت کدوم وره که بیام.بیا بگم که دوستت دارم

درد داررررررررررررررررررررررم درد دله بیا ارومم کن

بیا بیا بیا

 

 

+ نوشته شده توسط منم. عاشق در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 23:57 |


Powered By
BLOGFA.COM